حسن حسن زاده آملى
194
هزار و يك كلمه (فارسى)
تقدّم زمانى باشد ، و الّا لازم آيد تغيّر در ذات واجب . مطلب ديگر كه از سابقيت واجب الوجود نسبت به ازمنه فهميده مىشود اين است كه نسبت خلاق عالم به تمام زمانها على السويه است . اين مطلب را هم بايد مانند ساير مطالب در ضمن مثال بفهمانيم : ما امروز واقعه طفّ را نمىبينيم حضرت سيد الشهداء عليه السّلام و ساير مطالب او را مشاهده نمىكنيم ، غرض با چشم دل نيست با چشم ظاهر مشاهده نمىكنيم . و همچنين عبيد الله زياد اين زمان ما را نمىديد كه چطور بالاى منبر و پايين منبر شيعه و سنى او را لعنت مىكنند . چون نمىديد گفت : « الحمد للّه الذي قتلكم و فضحكم و أكذب أحدوثتكم » « 1 » . علّت نديدن اين است كه او در زمان ديگر بوده است و ما در زمان ديگر هستيم ؛ ولى خلاق عالم ، نه تنها خدا بلكه ملائكه و نفوس مقدّسه انبياء و ائمه - بلكه گاهى خود ماها هم اتّفاق مىافتد كه از عالم زمان و زمانيات خارج مىشويم - از اول دنيا تا آخر را به يك نظر مىبينند . بدون فرق ، چنان كه جبرئيل يا امام يا خدا در همه اوقات آدم ابو البشر را كه سابق بوده با نوح و كشتى و طوفان يك مرتبه مىبيند ، و چنان نيست كه وقتى زمان نوح شد ديگر آدم و حوا و بهشت عدن از پيش او مخفى باشد ، يا وقتى زمان ابراهيم و نمرود پيش آمد طوفان نوح از پيش بينايى حق يا جبرئيل زائل گردد ، بلكه در همان زمان كه ابراهيم را در آتش مىديد نوح را در كشتى و طوفان مشاهده مىكرد همين طور كه ما در قوهء حافظه خودمان اين وقايع متتاليه را در مدّ نظر داريم و به خاطر سپردهايم مجرّدات يعنى ملائكه در قوه باصرهء حاضر دارند ، و در همان وقت كه صداى حضرت موسى را در وادى ايمن مىشنيد كه هِيَ عَصايَ أَتَوَكَّؤُا عَلَيْها وَ أَهُشُّ بِها عَلى غَنَمِي وَ لِيَ فِيها مَآرِبُ أُخْرى « 2 » در همان وقت صداى حضرت خاتم الانبياء صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را مىشنيد كه در مكّه كفّار قريش را مخاطب نموده مىفرمود : « قولوا لا إله إلّا الله تفلحوا » « 3 » و صداى حضرت عيسى عليه السّلام را مىشنيد كه
--> ( 1 ) - نفس المهموم . ( 2 ) - طه ( 20 ) : 18 . ( 3 ) - بحار الأنوار ، ج 18 ، ص 202 .